تبلیغات
(●̮̮̃•̃) 乇றǾ♂♀しѺ√乇

(●̮̮̃•̃) 乇றǾ♂♀しѺ√乇

ツ✖I just want To live without Him I Want To Be AlǾne✖



از همه آشنا ترم،غریبه ترم از همه شد
غصه ی کوچیکه دلم،چه ساده1عالمه شد
از همه آشنا ترم،رفت و دیگه منو نخواست
فرصت گفتنم نداد،حتی برای التماس



 غریبه ی آشنای من
شکستن دل آسونه اما اینو یادت نره
دنیا1جور نمیمونه یکی نشسته اون بالا
درد منو خوب میدونه
1روز یکی مثل خودت میاد دلتو میشکونه



وقت شکوندن دلم،حتی بهم نگاه نکرد
به های و هوی گریه هام،خندید و اعتناء نکرد
عکسای یادگاریمو،سوزوند و با خودش نبرد
روو تنهاییم چشماشو بست،غصه ی اشکامو نخورد



نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند 1390 ساعت 09:31 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

یه غریبه با من تو این خونه اس 

که به تو خیلی شباهت داره

پیرهنی که تنشه مال توئه

جای تو گوشی رو بر میداره

همون آهنگی رو که دوس داشتی 

با خودش تو خلوتش میخونه

ولی با من سرده با اینکه

همه چیزو راجبم میدونه

این نمیتونه تو باشی مگه نه؟

خالی از تو فقط جسم توئه

هر جا که هستی منو میشنوی 

بگو این سایه هم اسم توئه

منو میبوسه و بی تفاوته 

باورم نمیشه اینه سهمم

دیگه انگار بین ما چیزی نیست

وقتی لمسم میکنه میفهمم 

اولین بار بهش شک کردم 

وقتی دیدم که دروغم میگه

وقتی دیدم که به سمتش میرم

از نگاش گرم نمیشم دیگه

یه غریبه که صداش مثل توئه

ولی حرفاش مثل حرفای تو نیست

وقتی میشینه کنارم انگار

دوست دارم  بگم نشین جای تو نیست


نزدیک میشم وقتی حواست نیست

اونقدر که مرزی جزءلباست نیست

از پشت سرچشماتو میگیرم بگو کیم وگرنه میمیرم

نزدیک میشم وقتی حواست نیست

اونقدر که مرزی جزءلباست نیست

از پشت سرچشماتو میگیرم بگو کیم که برگشتم بگو وگرنه میمیرم

منم اون که تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هس که دستامو نمیشناسی.

منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست

اونکه باتموم دل تنگیش تولد تو دعوت نیست.

شاید از صورت خستم از این لحن غم آلودم بفهمی من کیم کجای زندگیت بودم

نمیخواستم بدونی تاچرا به گریه افتادم اگر اصرار میکردم تورو از دست میدادم

منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی

منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست

اونکه باتموم دل تنگیش تولد تو دعوت نیست.


نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند 1390 ساعت 03:28 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |




گوش به زنگتم و چشام به در خیره به انتظارم تا بیای نگو به من دیره
که من دیگه طاقت ندارم آخه به دوری تو یه نفر عادت ندارم
منو ببخش اگه به تو شک میکردم اگه زنگ میزدی گوشیو روت قطع میکردم
اگه خواسته هاتو نشنیده رد میکردم یا از عشق کس دیگه تب میکردم
حق با تو بودو اینو تازه فهمیدم که این منم که الکی به تو فاز بد میدم
حق میدم که ازم بدت بیاد و بخوای نپلکم دوروبرت زیاد
ولی بدون که بی تو داغون داغونم با تو زندگیم ایده آله آرومه آلونم
نباشی حتما باید یه قرصی چیزی باشه تا شبا بتونم خودمو با اون بخوابونم



اگه دیگه نداری روم هیچ میلی اگه منو نمیخوای نداره عیبی
ولی اینو بدون عزیزم من هنوزم دوست دارم خیلی



اینو میدونم که خیلی گله داری ازم داری خاطرات گریه داری ازم
هر کاری بکنم و هر چقدرم بهت من محبت بکنم داری ازم
میدونم نداری ازم دل خوشی دل من تنگه برا تو دل تو چی
برام میتپه برام تنگ میشه یا دوست داری دلم بیشتر از این تنبیه شه
اگه که نه یالا بگو پس کوشی چرا یه میس کالم ندارم از گوشیت
چرا اصلا به من هیچ حسی نداری چرا سعی نمیکنی ازم حرصی دراری



اگه دیگه نداری روم هیچ میلی بدون مثل تو نیستمو میخوامت خیلی
اگه منو نمیخوای نداره عیبی نه من مثل تو نیستم چرا بی میلی
اگه دیگه نداری روم هیچ میلی اگه منو نمیخوای نداره عیبی
ولی اینو بدون عزیزم من هنوزم دوست دارم خیلی



چته چقدر فاصله میگیری چرا با من یه فاز تازه نمیگیری
چرا وقتی میبینی پشیمونم منو نمیبخشی یکم ساده نمیگیری
یادته همیشه چه تو دعوا و آشتی تو سخت ترین شرایطام هوامو داشتی
منو دور نمیزدی سرم غر نمیزدی با اینکه لیاقت از من بهترارو داشتی
حالا تو نیستی بدم به کی تکیه با کی در میون بزارم یکی یکیه
مشکلاتی که دارمو بی تو حل نمیشه بی تو مشکلاتم بیشتره و کم نمیشه
پس بیا بگو منو میبخشی چرا فکر میکنی تو دلخوشیم بی نقشی
وقتی میدو نی چقدر بی تو روحیم خرابه دیگه دلم طاقت یه لحظه دوریتو نداره



اگه دیگه نداری روم هیچ میلی اگه منو نمیخوای نداره عیبی
ولی اینو بدون عزیزم من هنوزم دوست دارم خیلی



نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند 1390 ساعت 03:15 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

هركی هر حرفی كه دلش میخواست پشتم زد
وقتی دیدم تو باور می كنی خشكم زد

دوستی شده بود دعوا و فحش یكسره
گفتی میخوای بری گفتم برو خوش بگذره

میدونستی اگه بری خیلی غصه میخورم
میدونستی كه دمه دستم هر چی قرصه میخورم

ولی رفتی بدون گفتن كلمه ای
حالا برو با یه كس دیگه اگه طلبه ای




چقدر باهات حرف دارم و چقدر خرابم      کاش لااقل بودی میدادی یه خط جوابم

تو که هی‌ میگفتی‌ تا ته خط باهام هستی      چرا رفتی‌ و با درد دست و پاهامو بستی؟

چرا ؟ ها ؟ بخدا تا به من حرفی‌      نزنی‌ نمیرم تو چرا واقعا رفتی‌؟

لااقل یه چیزی بگو، بگو دوستت نداشتم      بگو از خدام بود که تو شب و روزت نباشم

یعنی‌ قصدت از اول این بود که با من نمونی؟      حرف بزن، تو که اینقدر نامرد نبودی

چی‌ میگم اون دیگه نیست پیشم      چشم، تو این امتحان هم بیست میشم

ولی‌ چرا از سنگه قلب‌ها در این شهر تاریک      اسیر کابوسم تو یلدا‌ترین شب تاریخ

کابوسی که نفس رو تو سینه حبس میکنه      و میبینم یکی‌ دیگه تنت رو لمس میکنه

هه...  داره تنم میلرزه      واسه ادامه ی خوابم حتی قلم میترسه

ختم کلام رفتی‌ از این آغوش چه راحت      و باز منم تنها و خاموش چراغم




نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند 1390 ساعت 03:08 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

Hi.In weblog dige up nemishe.Albate shayad badan nazaram avaz she

I left this weblog maybe 4 Ever

They Always Remeber My Fault


They try to tell me what to do & what to say

I 'm tired of being sorry

What would They Think?They think I'm a Fool.they say U Just fall in puppy Love

But it's Not.
They're driving me crazy.I can't stand them

I just want to live.I Just want to shout:HEEEEEY
I AM A HUMAN IAM Just @ PERSON LIKE YOU.LIKE OTHERS
I WANT TO BREATHE.MY LIFE CAN'T GOES ON IN A WAY THAT YOU CHOOSE FOR ME
THE PATH I WALK IS NOT IN THE WRONG DIRECTION...PLZ BELIEVE ME.I'M NOT SO HARD TO TRUST.

 they were all I need from them.Is it too much?yep???I'm sensitive.I used to be happy...I used to enjoy my life with the whom I'd Love.You were Destroyed Everything I was.He was everything That I Wanted.
We were Meant to be.but We Lost it all
You're better off this way.
I guess IT'S BETTER I'll make my own way

YOU don't wanna accept that I'm right.Do you?Well,It's clear.Never ever  .
So Go away...take out of my Head


Bye 2 Die





 






نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390 ساعت 03:33 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

اولــ از همــه ســـلوووم...
دوووم شــیطول میـــطولــــین؟؟؟
خــوچ موگــذره یا نـــ؟؟
مماختون چاقالوئـــه دیه؟؟آله؟؟؟
موخواســتم یه شیزی بگم...
بگم؟؟
باژه میگم.
هیــشی دیه موخواستم بگم من و دوزتم مهسایی یه وب شاختــیم باهم

آره...همین بود دیـــه...

پیام بازرگانیــمو پروندم دیه

خو حالا دیه اسمچو میگم و رفع زحمت میـــکنم.

2msvampires.blogfa.com

بـــای بـــای

نوشته شده در جمعه 28 بهمن 1390 ساعت 12:44 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |





















نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:18 ق.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

If I'm a bad person, you don't like me
اگه من آدم بدیم، از من خوشت نمیاد
Well, I guess I'll make my own way
خب، فکر کنم بهتره راه خودمو برم
It's a circle, a mean cycle
این مثل یه دایرست، یه دایره بد جنس
I can't excite you anymore
دیگه نمیتونم تورو تحریک کنم

Where's your gavel? Your jury?
خب چکشت کجاست رئیس دادگاه، هیئت منصفه کجان
What's my offense this time?
ایندفعه دیگه جرمم چیه
You're not a judge but if you're gonna judge me
تو که قاضی نیستی، ولی اگه میخوای راجع به من قضاوت کنی
Well, sentence me to another life
خب، منو زندانی زندگی دیگه ای کن

Don't wanna hear your sad songs
نمیخوام آهنگای غمناکت رو گوش بدم
I don't wanna feel your pain
نمیخوام دیگه درد و رنجتو احساس کنم
When you swear it's all my fault
وقتی که قسم میخوری که همش تقصیر من بوده
'Cause you know we're not the same
چون میدونی که ما مثل همدیگه نیستیم
No, we're not the same, oh, we're not the same
نه، ما مثل هم نیستیم، مثل هم نیستیم

We're the friends who stuck together
ما دوستایی هستیم که به هم گره خوردیم
We wrote our names in blood
ما اسمامون رو رو خون نوشتیم
But I guess you can't accept that the change is good
ولی حدس میزنم که نمیتونی قبول کنی که شانس چیز خوبیه
It's good, it's good
خوبه، خوبه

Well, you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم

you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم

Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته
Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته

This is the best thing that could've happened
این بهترین چیزی بود که اتفاق نیفتاد
Any longer and I wouldn't have made it
دیگه بیشتر از این نتونستم کشش بدم
It's not a war, no, it's not a rapture
این که جنگ نیست، این که از خود بی خود شد نیست
I'm just a person but you can't take it
خب من یه ادمم، اینو که دیگه نمیتونی ازم بگیری

The same tricks that, that once fooled me
کلکایی که باهاش گولم زدی دیگه قدیمی شده
They won't get you anywhere
دیگه باهاشون راهی به جایی نمی بری
I'm not the same kid from your memory
من دیگه اون بچه ای که تو خاطراتت بودم نیستم
Well, now I can fend for myself
خب، دیگه میتونم از خودم مراقبت کنم

Don't wanna hear your sad songs
نمیخوام آهنگای غمناکت رو گوش بدم
I don't wanna feel your pain
نمیخوام دیگه درد و رنجتو احساس کنم
When you swear it's all my fault
وقتی که قسم میخوری که همش تقصیر من بوده
'Cause you know we're not the same
چون میدونی که ما مثل همدیگه نیستیم
No, we're not the same, oh, we're not the same
نه، ما مثل هم نیستیم، مثل هم نیستیم

Yeah, We're the friends who stuck together
ما دوستایی هستیم که به هم گره خوردیم
We wrote our names in blood
ما اسمامون رو رو خون نوشتیم
But I guess you can't accept that the change is good
ولی حدس میزنم که نمیتونی قبول کنی که شانس چیز خوبیه
It's good, it's good
خوبه، خوبه

you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم

you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم

Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته
Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته
Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته
Ignorance is your new best friend
جهالت دوست خوب جدیدته

you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم


you treat me just like another stranger
خب، میدونی تو با من مثل بقیه غریبه ها برخورد می کنی
Well, it's nice to meet you, sir
خب، از مولاقاتتون خوش بخت شدم آقا
I guess I'll go, I best be on my way out
خب بهتره دیگه رفع زحمت کنم، بهتره به راه خودم ادامه بدم

نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:10 ق.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

VoOoOoOoOOoy k Man sheghade in ahanGo Mi2stidamesh

.
.
.
How can I decide what's right
چطور تصمیم بگیرم که کدوم کار درسته
When you're clouding up my mind?
وقتی که تو ذهنم را آشفته می کنی
I can't win your losing fight
All the time.
من که نمیتونم همیشه بازی باخته تورو ببرم

Not gonna ever own what's mine
حتی نمیخوام چیزی که مال خودم هست رو مال خودم کنم
When you're always taking sides
وقتی که تو همیشه حق رو به خودت میدی
But you won't take away my pride.
ولی تو هیچ وقت غرور من رو زیر پا نمیذاری
No, not this time.
نه نه این دفعه
Not this time.
نه این دفعه

How did we get here?
چطور شد که به اینجا رسیدیم
When I used to know you so well.
وقتی که من تورو به خوبی میشناختم
But how did we get here?
ولی چطور به اینجا رسیدیم
Well, I think I know.
خب، فکر کنم خودم بدونم چطور

The truth is hiding in your eyes
حقیقت تو چشمات پنهان شده
And it's hanging on your tongue.
و نوک زبونته
Just boiling in my blood.
حقیقت داره تو خونم میجوشه
But you think that I can't see
ولی تو فکر می کنی که من نمیبینم
What kind of man that you are,
که تو چه جور مردی هستی
If you're a man at all.
اگه واقعا مرد بودی

Well, I will figure this one out
On my own.
خب،خودم بهش پی می بردک

(I'm screaming, "I love you so.")
دارم فریاد می زنم"عاشقتم"
On my own.
(My thoughts you can't decode)
نمیتونی فکرم رو بخونی

How did we get here?
چطور شد که به اینجا رسیدیم
When I used to know you so well.
وقتی که من تورو به خوبی میشناختم
But how did we get here?
ولی چطور به اینجا رسیدیم
Well, I think I know.
خب، فکر کنم خودم بدونم چطور

Do you see what we've done?
میبینی چیکار کردیم
We've gone and made such fools
رفتیم و این کارای احمقانه رو انجام دادیم
Of ourselves.
با دست خودمون
Do you see what we've done?
میبینی چیکار کردیم
We've gone and made such fools
رفتیم و این کارای احمقانه رو انجام دادیم
Of ourselves.
با دست خودمون

Yeah.Yeah.
How did we get here?
چطور شد که به اینجا رسیدیم
When I used to know you so well, yeah, yeah.
وقتی که من تورو به خوبی میشناختم
How did we get here?
چطور شد که به اینجا رسیدیم
Well, I used to know you so well.
وقتی که من تورو به خوبی میشناختم
I think I know.
فکر کنم بدونم
I think I know.
فکر کنم بدونم

There is something I see in you.
چیزی رو در درونت می بینم
It might kill me.
که ممکنه منو به کشتن بده
I want it to be true.
ولی میخوام حقیقت داشته باشه

نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:05 ق.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

Hi 2x joOoOonia...

albate man doOoOoOxe ziadi nadaram fekr konam

faghat mahsa joOoOoNI hasT k on aJime

hEeEeEeEeY....YOodesh Bekheyl oOn mogheha k NazDikae ham BoOdim...Sheghade khoooosh mIgzasht.

   heeeeeeeey...delaM Va3 2x Netiam Tang Shodeeeeeeeeeejiiiiiiiiiiiiiiiiiiighe Banaaaaaaaaaafsh


shizi ham ke nadalam up koOoOoONAM.

eghche mane in sheklake...makhsosan vaghti BaaaaD MoOoOoKOoOoOoneNEGASH koOoOoNIN.....

kho die....man Bayad Belam....

Eh....Lashti DiroOoOoZ VALEN BoooodaDalam miraGhsAm Masalana..hehehehe...Bikhi...B maN she Valentine
.....

mAN bELAm taaaab Bazi BokOoOoOonam...Baje???pa man laftam k laftam

2XetoOoOoN DALAMA....

Fiiiiiiiiiiiiiilaaaaaaaaaaan


نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن 1390 ساعت 07:05 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |








































   


  


  


  


  


  


  


  


  


  





  


  


  


  





  


  













نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 09:36 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |



























نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1390 ساعت 09:30 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

بذار تا یادمه اینم بگم راستی
دارم میمیرم اونجور که میخواستی
اگه تو آرزوت مرگه منه باشه
میمیرم تا که دنیای تو زیبا شه
تو حق داری منه زخمی واست ننگم
واسه مردن باری تو چه دل تنگم
نفس های من انگار مرگ رویاته
طلوع من غروب آرزوهاته
شبی تاریک به سوسوی تو دل بستم
حالا میگی که از فانوس تو خستم





نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1390 ساعت 09:21 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

هیچ وقت دل به کسی نبند…چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش 2 تا دل کنار هم جا نمی شن…!!ولی اگه دل بستی,هیچ وقت ازش جدا نشو …!چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی



تاحالا تنها یه جا نشستی بی سر صدا توی خودت شکستی حس خجالت بشینه رو چهرت ازاین که حس کنی اضافی هستی؟تاحالا شده چیزی ببینین دلتون بخواد کور بشینو نبینین؟واسه پنهون کردن گریه هات زیر بارون بدون چتر بشینی؟



بنویس از غربت و تنهایی
بنویس از ارزوهای بهاری در کویر دلم از لحظه های تلخ هجران
بنویس از چشمانی که از اشک بارانی اند
برای درد و دل کردن نازنین برایت می نویسم خطی از چشمان گریانم
برایت می نویسم باز دل تنگ و پریشانم
برایت می نویسم از درد هایم غم هایم تنهاییم
برایت می نویسم از این تن خسته از زخم های این دله شکسته
برایت می نویسم اما چه سود
روی یک برگ سفید از دفترم شرح حالی غریب می نویسم
از نامردی چرخ فلک از زندگی از درس غم
می نویسم که چطور زندگی بعد تو رنگ غمی به خود گرفت
می نویسم اما چه سود حسرت ان روزه بی اثر است زندگی یک گذر است



چه کسی میداند راز این شب ها را ؟راز شب هایی که ما هم اغوش شدیم چه کسی میفهمد درد این شکسته را؟ چه کسی می اید تا کنارت باشد تا همیشه مرهمی روی زخمت باشد؟چه کسی عاشق تر است؟ من؟ تو؟ ما همه می شکنیم این را بدان.دیر زود اما میرسد روز شکستن های ما



کاش میشدلحظه ای بدون خیال تو زندگی کرد.کاش میشدبی تولحظه ای خندید…….عشق تو اشتباه محضی بود که در دام ان افتادم .کاش میشد چشمانم منتظرنباشد……میدانم توهیچگاه نمیای…واین فقط یک ارزوست…. ارزو میکنم حتی برای لحظه ای از قلبم بیرون باشی که یاد بگیرم بی تو بودن را….یاد بگیرم بی عشقت شبها خفتن را….یاد بگیرم بی توخندیدن وگریستن را…کاش نمی امدی وقلبم را خانه ی همیشگی ات نمیکردی ونگاهم را از ان خود نمیسااختی……..رفتی وفکر نکردی این قلب دیگر جایکاه کسی نمی شود؟؟؟؟؟؟ولحظه ای نگفتی این چشمان جز دیدار تورا نمیخواهد……خنده را از من گرفتی…..ونگفتی باغ عشقی که با حضورت ساختم چگونه در نبودت به اتش بکشم….تو رفتی و نفهمیدی تنها جسم زهرا زنده است……وبارفتن تو روحش پرکشید……..



تو قلب منو کشتی و رفتی اما میدونم که حتما یه روز بر میگردی ، چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده




نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1390 ساعت 09:14 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |














نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن 1390 ساعت 09:07 ب.ظ توسط ♂Sarah ♀乇றǾ نظرات |

اخرین مطالب
غریبه ی آشنا
MuSiC
متن آهنگ چته آرمین 2afm
حرفای من...
....Bye
آدرس اون یکی وب ما
Ina Shan Ta Axe KhoOoOshmel az GoroOoOoOhe Paramore
متن آهنگ ignorance از گروه پارامور
متن آهنگ Decode پارامور
✿Shaaayaaaaam✿
E.M.O
عکس دخملای خوشگل
شب
متن های عاشقانه و غمگین
عکس های غمگین

صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 2 ) 1 2